رفتن به محتوا

۱۰۰ کلمه و اصطلاحات فوتبال به انگلیسی که هر فوتبالی باید بداند! (با مثال)

اگر دوست دارید فوتبال را با گزارش انگلیسی تماشا کنید، اخبار تیم‌های خارجی را بخوانید یا درباره مسابقه موردعلاقه‌تان انگلیسی حرف بزنید، حفظ‌کردن ترجمه چند کلمه کافی نیست. باید بدانید گزارشگرها در هر موقعیت واقعاً از چه واژه و عبارتی استفاده می‌کنند.

در این راهنما، مهم‌ترین اصطلاحات فوتبال به انگلیسی را دسته‌بندی کرده‌ایم و برای واژه‌های پرکاربرد مثال آورده‌ایم. ابتدا هم پاسخ مستقیم عبارت‌هایی مانند فوتبال، زمین فوتبال، دروازه، گزارشگر، جام جهانی و فوتبال دستی به انگلیسی را می‌بینید.

ترجمه سریع اصطلاحات اصلی فوتبال

عبارت فارسیمعادل انگلیسینکته کاربردی
فوتبالfootball / soccerfootball در بریتانیا و بیشتر نقاط جهان؛ soccer عمدتاً در آمریکا
زمین فوتبالfootball pitch / soccer fieldpitch بریتیش و field در کاربرد آمریکایی رایج‌تر است
دروازه فوتبالgoalتیرک: goalpost، تیر افقی: crossbar، تور: net
گزارشگر فوتبالfootball commentatorخبرنگار فوتبال: football reporter؛ کارشناس: pundit یا analyst
جام جهانی فوتبالFIFA World Cup / the World Cupدر جمله معمولاً می‌گوییم the World Cup
فوتبال دستیtable football / foosballاولی در بریتانیا و دومی در آمریکا و کانادا رایج‌تر است
مسابقه فوتبالfootball match / soccer gamematch در بریتیش و game در امریکن رایج‌تر است

فوتبال به انگلیسی؛ Football یا Soccer؟

معادل فوتبال در انگلیسی بریتانیایی football است. در انگلیسی آمریکایی معمولاً از soccer استفاده می‌شود، چون واژه football در آمریکا بیشتر به فوتبال آمریکایی اشاره دارد. دیکشنری کمبریج نیز soccer را عمدتاً کاربرد آمریکایی و football را معادل معمول بریتانیایی معرفی می‌کند.

مثال:

– Football is the most popular sport in many countries.

  فوتبال در بسیاری از کشورها محبوب‌ترین ورزش است.

– My brother plays soccer every weekend.

  برادرم هر آخر هفته فوتبال بازی می‌کند.

در متن مربوط به لیگ برتر انگلیس، جام جهانی یا مسابقات اروپایی، football طبیعی‌تر است. اگر برای مخاطب آمریکایی می‌نویسید، soccer ابهام را کمتر می‌کند.

افراد و پست‌های فوتبال به انگلیسی

فارسیانگلیسیمثال کوتاه
بازیکنplayerShe is a talented player.
دروازه‌بانgoalkeeper / keeper / goalieThe goalkeeper saved the penalty.
مدافعdefenderThe defender cleared the ball.
مدافع میانیcentre-back / center backHe plays as a centre-back.
مدافع کناریfull-backThe full-back joined the attack.
هافبکmidfielderTheir midfielder controlled the game.
هافبک دفاعیdefensive midfielderShe is a defensive midfielder.
هافبک هجومیattacking midfielderHe created two chances.
وینگرwingerThe winger crossed the ball.
مهاجمforward / attackerThe forward ran into the box.
مهاجم نوکstriker / centre-forwardThe striker scored twice.
بازیکن ذخیرهsubstitute / subA substitute scored the winner.
کاپیتانcaptain / skipperThe captain lifted the trophy.
مربی / سرمربیcoach / head coach / managerThe manager changed the formation.
داورreferee / refThe referee blew the whistle.
کمک‌داورassistant refereeThe assistant referee raised the flag.

تفاوت Forward و Striker چیست؟

Forward عنوانی کلی برای بازیکنان خط حمله است؛ اما striker معمولاً مهاجمی است که نزدیک‌تر به دروازه بازی می‌کند و وظیفه اصلی‌اش تمام‌کردن موقعیت‌ها و گل‌زنی است. پس هر striker یک forward محسوب می‌شود، اما هر forward لزوماً مهاجم نوک نیست.

اصطلاحات فوتبال به انگلیسی
اصطلاحات فوتبال به انگلیسی

زمین فوتبال به انگلیسی و اجزای آن

برای گفتن زمین فوتبال به انگلیسی می‌توان از football pitch یا soccer field استفاده کرد. Pitch در فوتبال بریتانیایی بسیار رایج است؛ در انگلیسی آمریکایی بیشتر soccer field می‌شنوید. در قوانین رسمی نیز عبارت field of play برای کل محوطه بازی به کار می‌رود.

بخش زمینمعادل انگلیسی
زمین فوتبالfootball pitch / soccer field
زمین بازیfield of play
خط کنار زمینtouchline / sideline
خط دروازهgoal line
خط وسطhalfway line
دایره وسط زمینcentre circle / center circle
نقطه وسط زمینcentre spot / center spot
نیمه خودیown half
نیمه حریفopposition half
محوطه جریمهpenalty area / penalty box / the box
محوطه شش‌قدمgoal area / six-yard box
نقطه پنالتیpenalty mark / penalty spot
قوس محوطه جریمهpenalty arc / the D
گوشه زمینcorner
پرچم کرنرcorner flag
نیمکت ذخیره‌هاbench / dugout
سکوهاstands
رختکنdressing room / locker room

مثال:

– The pitch was wet after the heavy rain.

  زمین بعد از باران شدید خیس بود.

– The ball crossed the touchline.

  توپ از خط کنار زمین عبور کرد.

– He was fouled just outside the penalty area.

  درست بیرون محوطه جریمه روی او خطا شد.

زمین فوتبال به انگلیسی

دروازه فوتبال به انگلیسی چیست؟

دروازه فوتبال به انگلیسی goal است. بااین‌حال، اجزای دروازه نام‌های جداگانه دارند:

فارسیانگلیسی
دروازهgoal
یک تیر عمودی دروازهgoalpost
دو تیر عمودیgoalposts
تیر افقیcrossbar
تور دروازهgoal net
گوشه بالای دروازهtop corner
پشت تورthe back of the net
دروازه فوتبال به انگلیسی

طبق تعریف رسمی IFAB، سازه دروازه از دو تیر عمودی و یک تیر افقی تشکیل می‌شود. بنابراین goalpost فقط به یکی از تیرهای عمودی اشاره دارد و معادل دقیق کل دروازه نیست.

مثال‌های طبیعی:

– The shot hit the post.

  شوت به تیر عمودی خورد.

– The ball went in off the crossbar.

  توپ بعد از برخورد با تیر افقی وارد دروازه شد.

– She found the back of the net.

  او موفق به گل‌زنی شد.

افعال و اتفاقات رایج مسابقه

فارسیانگلیسیمثال
گل زدنscore a goal / scoreThey scored in the 90th minute.
گل خوردنconcede a goal / concedeThe team conceded twice.
پاس دادنpass the ballPass the ball to me.
شوت زدنshoot / take a shotHe took a shot from distance.
ضربه سر زدنhead the ballShe headed the ball into the net.
سانتر کردنcross the ballThe winger crossed into the box.
دریبل کردنdribble / take on a playerHe dribbled past two defenders.
تکل زدنtackle / make a tackleThe defender made a clean tackle.
توپ را مهار کردنcontrol the ballHe controlled the ball with his chest.
توپ را دفع کردنclear the ballThe defender cleared the danger.
توپ را گرفتنcatch the ballThe keeper caught the cross.
شوت را مهار کردنsave a shot / make a saveThe goalkeeper made a great save.
توپ را لو دادنgive the ball away / lose possessionThey gave the ball away cheaply.
مالکیت را حفظ کردنkeep possessionThe team kept possession well.
توپ‌گیری کردنwin the ballShe won the ball in midfield.
خطا کردنcommit a foul / foulHe fouled the striker.
تمارض کردنdive / take a diveThe referee booked him for diving.
آفساید بودنbe offsideThe striker was offside.
تعویض کردنsubstitute / bring on / take offThe coach brought on a winger.
اخراج شدنbe sent offHe was sent off in the second half.
وقت‌کشی کردنwaste time / time-wastingThe keeper was booked for time-wasting.
روپایی زدنdo keepy-uppies / juggle the ballShe can do fifty keepy-uppies.
لایی انداختنnutmeg a playerHe nutmegged the defender.
زمین فوتبال به انگلیسی

گل زدن و گل خوردن به انگلیسی

برای «گل زدن» از score یا score a goal استفاده می‌کنیم:

– Iran scored the opening goal.

  ایران گل اول بازی را زد.

برای «گل خوردن» فعل طبیعی concede است، نه یک ترجمه تحت‌اللفظی با فعل eat:

– They conceded a late goal.

  آن‌ها در دقایق پایانی گل خوردند.

قوانین و مراحل مسابقه به انگلیسی

فارسیانگلیسی
شروع مسابقه / ضربه شروعkick-off
نیمه اولfirst half
بین دو نیمهhalf-time
نیمه دومsecond half
پایان بازیfull-time
وقت اضافه‌شده پایان نیمهstoppage time / added time / injury time
وقت اضافه پس از ۹۰ دقیقهextra time
ضربه آزادfree kick
ضربه پنالتیpenalty kick / penalty / spot kick
ضربات پنالتیpenalty shootout
ضربه کرنرcorner kick / corner
پرتاب اوتthrow-in
ضربه دروازهgoal kick
خطاfoul
هندhandball
آوانتاژadvantage
کارت زردyellow card / booking
کارت قرمزred card
کمک‌داور ویدیوییvideo assistant referee (VAR)
گل به خودیown goal
تساویdraw / tie
کلین‌شیتclean sheet

تفاوت Extra Time و Stoppage Time

این دو اصطلاح مترادف نیستند:

– Stoppage time یا added time چند دقیقه‌ای است که داور به‌دلیل توقف‌های بازی به پایان هر نیمه اضافه می‌کند.

– Extra time دو وقت اضافه‌ای است که در بعضی مسابقات حذفی پس از تساوی در ۹۰ دقیقه برگزار می‌شود.

مثال: The equalizer came in stoppage time, so the match went to extra time.

گل تساوی در وقت‌های تلف‌شده به ثمر رسید؛ بنابراین مسابقه به وقت اضافه رفت.

نتیجه و آمار فوتبال به انگلیسی

فارسیانگلیسی
نتیجهscore / result
بازی چند چند است؟What’s the score?
یک بر صفرone-nil / one-zero
مساوی یک–یکa one-all draw / tied one-one
جلو بودنbe in the lead / lead
عقب بودنbe behind / trail
گل تساویequalizer
گل پیروزیwinner / winning goal
دو گل در یک بازیbrace
سه گل در یک بازیhat-trick
پاس گلassist
موقعیت گلchance / goal-scoring opportunity
موقعیت مسلم گل‌زنیclear-cut chance
شوت در چارچوبshot on target
شوت خارج از چارچوبshot off target
مالکیت توپpossession
درصد مالکیتpossession percentage
تعداد پاسpasses completed / total passes
تفاضل گلgoal difference

چند جمله پرکاربرد:

– What’s the score? — بازی چند چند است؟

– We’re two-nil up. — دو بر صفر جلو هستیم.

– They came from behind to win 3–2. — آن‌ها عقب‌افتادگی را جبران کردند و سه بر دو بردند.

– The match ended in a goalless draw. — مسابقه با تساوی بدون گل تمام شد.

– She scored a hat-trick and provided an assist. — او هت‌تریک کرد و یک پاس گل هم داد.

گزارشگر فوتبال به انگلیسی چه می‌شود؟

معادل درست گزارشگر زنده فوتبال، football commentator است. فعل گزارش‌کردن زنده مسابقه نیز commentate on a match است. واژه‌های نزدیک زیر کاربرد متفاوتی دارند:

نقشمعادل انگلیسیوظیفه
گزارشگر زنده مسابقهfootball commentatorشرح لحظه‌به‌لحظه و اظهارنظر هنگام پخش
گزارشگر اصلیplay-by-play commentatorشرح اتفاقات لحظه‌ای، به‌ویژه در آمریکا
گزارشگر/کارشناس همراهco-commentator / color commentatorتحلیل تاکتیکی در کنار گزارشگر اصلی
کارشناس فوتبالfootball pundit / analystتحلیل پیش یا پس از مسابقه
خبرنگار فوتبالfootball reporter / sports reporterتهیه خبر، مصاحبه و گزارش خبری
مجری ورزشیsports presenter / sports hostاجرای برنامه ورزشی

مثال:

– The football commentator described the winning goal with great excitement.

  گزارشگر فوتبال گل پیروزی را با هیجان زیادی شرح داد.

– A reporter interviewed the coach after the match.

  یک خبرنگار پس از مسابقه با مربی مصاحبه کرد.

عبارت‌هایی که در گزارش انگلیسی فوتبال زیاد می‌شنوید

عبارت انگلیسیمعنی فارسی
What a goal!چه گلی!
We’re under way.مسابقه شروع شد.
He shoots—and scores!شوت می‌زند و گل!
It’s just wide of the post.توپ با فاصله کمی از کنار تیر بیرون رفت.
The keeper makes a brilliant save.دروازه‌بان یک مهار فوق‌العاده انجام می‌دهد.
The flag is up for offside.پرچم کمک‌داور به‌نشانه آفساید بالا رفته است.
They’re piling on the pressure.آن‌ها فشار حملات را بیشتر کرده‌اند.
It’s end-to-end football.بازی سریع و پرحمله‌ای از هر دو طرف است.
They’ve parked the bus.تقریباً همه بازیکنان را برای دفاع عقب کشیده‌اند.
It’s against the run of play.این اتفاق برخلاف روند بازی رخ داد.
He missed a sitter.یک موقعیت بسیار آسان را از دست داد.
They held on for the win.تا پایان از برتری‌شان محافظت کردند.
The game is finely poised.بازی متعادل و نتیجه نامشخص است.
That was a clinical finish.ضربه نهایی بسیار دقیق و حساب‌شده بود.
The final whistle goes.سوت پایان به صدا درمی‌آید.

اصطلاحات تاکتیکی فوتبال به انگلیسی

فارسیانگلیسی
ترکیب / آرایش تیمformation
ترکیب اصلیstarting line-up / starting eleven
پرس از جلوhigh press / high pressing
ضدحملهcounter-attack
مالکیت‌محورpossession-based
بازی‌سازی از عقبplay out from the back
دفاع منطقه‌ایzonal marking
یارگیری نفر به نفرman-to-man marking
تله آفسایدoffside trap
ضربات ایستگاهیset pieces
توپ بلندlong ball
پاس عمقیthrough ball
پاس رو به عقبback pass / cut-back بسته به موقعیت
هم‌پوشانیoverlap / overlapping run
فضای پشت مدافعانspace in behind
انتقال از دفاع به حملهtransition from defence to attack

جام جهانی فوتبال به انگلیسی

جام جهانی فوتبال به انگلیسی FIFA World Cup است. پس از آنکه موضوع مشخص شد، در جمله معمولاً از the World Cup استفاده می‌کنیم. حرف تعریف the بخشی از نام رسمی نیست، اما هنگام اشاره به این رقابت در جمله لازم است.

مثال:

– The FIFA World Cup is held every four years.

  جام جهانی فوتبال هر چهار سال یک‌بار برگزار می‌شود.

– Which team will win the World Cup?

  کدام تیم جام جهانی را می‌برد؟

لغات مهم جام جهانی

فارسیانگلیسی
کشور میزبانhost country / host nation
تیم ملیnational team
مرحله مقدماتی / انتخابیqualifying stage / qualifiers
صعود کردنqualify / go through / advance
مرحله گروهیgroup stage
گروهgroup
جدول گروهgroup table / standings
مرحله حذفیknockout stage
یک‌هشتم نهاییround of 16
یک‌چهارم نهاییquarter-final
نیمه‌نهاییsemi-final
فینالfinal
قهرمانchampion / winner
نایب‌قهرمانrunner-up
جام قهرمانیtrophy
مدافع عنوان قهرمانیdefending champion
کفش طلاGolden Boot

فوتبال دستی به انگلیسی

فوتبال دستی به انگلیسی بریتانیایی table football و در انگلیسی آمریکایی foosball است. واژه foosball تقریباً «فوس‌بال» تلفظ می‌شود. Table soccer نیز قابل فهم است، اما دو عبارت اول طبیعی‌تر و رایج‌ترند.

مثال:

– Do you want to play table football?

  دوست داری فوتبال دستی بازی کنیم؟

– We have a foosball table in the office.

  در دفتر یک میز فوتبال دستی داریم.

به خود وسیله می‌گوییم table football یا foosball table و به آدمک‌های روی میله‌ها می‌توان figures یا players گفت.

اصطلاحات فوتبالی که وارد مکالمه روزمره شده‌اند

بعضی عبارت‌های فوتبالی خارج از ورزش هم معنای استعاری دارند:

اصطلاحمعنی در مکالمه روزمره
move the goalpostsعوض‌کردن معیارها یا قوانین در میانه کار
a level playing fieldشرایط برابر و منصفانه
keep your eye on the ballتمرکزت را روی هدف اصلی نگه دار
get the ball rollingکاری را شروع کن
on the ballهوشیار و مسلط بودن
drop the ballاشتباه کردن یا کوتاهی کردن
an own goalکاری که ناخواسته به ضرر خودت تمام شود
a game changerچیزی که شرایط را کاملاً تغییر می‌دهد

مثال:Changing the deadline now would be moving the goalposts.

تغییر مهلت در این مرحله یعنی عوض‌کردن قواعد در میانه کار.

چطور اصطلاحات فوتبال را سریع‌تر یاد بگیریم؟

1. یک مسابقه را با گزارش انگلیسی و زیرنویس انگلیسی تماشا کنید.

2. به‌جای حفظ واژه تنها، ترکیب‌هایی مثل score a goal، make a save و commit a foul را یاد بگیرید.

3. هر بار فقط یک دسته، مثلاً اجزای زمین یا پست بازیکنان، را مرور کنید.

4. هنگام بازی، اتفاقات را با جمله‌های کوتاه انگلیسی برای خودتان توصیف کنید.

5. واژه‌های جدید را با مثال شخصی در فلش‌کارت بنویسید.

برای نمونه، به‌جای حفظ‌کردن کلمه penalty، جمله The referee awarded a penalty را یاد بگیرید. این روش کمک می‌کند واژه را در ساختار طبیعی آن به خاطر بسپارید.

سوالات متداول

فوتبال به انگلیسی چی می‌شود؟

فوتبال در انگلیسی بریتانیایی football و در انگلیسی آمریکایی معمولاً soccer گفته می‌شود.

زمین فوتبال به انگلیسی چی می‌شود؟

زمین فوتبال در بریتیش football pitch و در امریکن soccer field است. در قوانین رسمی عبارت field of play نیز استفاده می‌شود.

دروازه فوتبال به انگلیسی چیست؟

کل دروازه goal نام دارد. تیرهای عمودی goalposts، تیر افقی crossbar و تور دروازه net است.

گزارشگر فوتبال به انگلیسی چه می‌شود؟

کسی که مسابقه را هنگام پخش زنده شرح می‌دهد football commentator است. Football reporter به خبرنگاری گفته می‌شود که درباره فوتبال خبر و گزارش تهیه می‌کند.

جام جهانی فوتبال به انگلیسی چگونه نوشته می‌شود؟

نام آن FIFA World Cup است و در جمله معمولاً به‌صورت the World Cup استفاده می‌شود.

فوتبال دستی به انگلیسی چیست؟

در انگلیسی بریتانیایی table football و در انگلیسی آمریکایی foosball گفته می‌شود.

گل زدن و گل خوردن به انگلیسی چه می‌شود؟

گل زدن score a goal و گل خوردن concede a goal است. برای مثال: We scored twice but conceded a late goal.

وقت اضافه به انگلیسی چه می‌شود؟

وقت اضافه پس از ۹۰ دقیقه extra time است؛ اما دقایق اضافه‌شده به پایان هر نیمه را stoppage time یا added time می‌گویند.

جمع‌بندی

برای فهم گزارش فوتبال، مهم‌ترین قدم یادگیری واژه‌ها در جمله و موقعیت واقعی است. حالا می‌دانید فوتبال football یا soccer، زمین فوتبال football pitch یا soccer field، دروازه goal، گزارشگر زنده football commentator، جام جهانی FIFA World Cup و فوتبال دستی table football یا foosball است. با مرور دسته‌بندی‌ها و تماشای چند مسابقه با گزارش انگلیسی، این اصطلاحات خیلی سریع از حافظه کوتاه‌مدت وارد مکالمه شما می‌شوند.

اگر می‌خواهید فقط معنی واژه‌ها را ندانید و بتوانید درباره موضوعات موردعلاقه‌تان روان انگلیسی صحبت کنید، کلاس‌های زبان انگلیسی GMT به شما کمک می‌کنند لغات را در مکالمه واقعی تمرین کنید.

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 0 میانگین: 0]

بدون دیدگاه، دیدگاه خود را در زیر اضافه کنید!


افزودن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی برای کشف دنیایی جدید!

ثبت‌نام شما با موفقیت انجام شد!

منتظر تماس مشاورین ما باشید !